كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
324
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يا بَنِي آدَمَ بعضى برانند كه اين خطاب عام است و اكثر مفسران گويند كه خاص است به مسلمانان چه بنو ثقيف و جماعتى ديگر از مشركان عرب بودند كه مرد و زن ايشان برهنه طواف مىكردندى و بدان تجريد تبرى از ذنوب تفال نمودندى و بنى عامر از ايام احرام از خوردن حيوان مجتنب بوده و به اندكى از طعام قناعت كرده آن را اطاعت دانستندى و تعظيم كعبه خيال بستندى اهل اسلام گفتند ما باحياء اين تعظيم و تكريم سزاوارتريم حق تعالى ايشان را تحذير فرمود و گفت خُذُوا فراگيريد زِينَتَكُمْ جامهاى خود را كه بدان آراستهايد عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ نزديك هر مسجدى كه آن را طواف مىكنيد يا در ان نماز مىگزاريد و مراد ازين جامه نيكوترين و پاكترين لباسها است كه در وقت نماز پوشند و گفتهاند زينت شانه كردن محاسن است و امام قشيرى قدس سرّه مىگويد مراد زينت سراير است نه آرائش ظواهر يعنى خشوع و اخلاص مخصوص به يك محل نيست بلكه در همه اماكن و مساجد بايد و در كشف الاسرار آورده كه زينت به زبان علم ستر عورت است براى نماز و بجنان كشف حضور دل است براى عرض راز و نياز بيت ذوق طاعت بىحضور دل نيابد هيچكس * طالب حق را دل حاضر درين درگاه بس وَ كُلُوا و بخوريد يعنى در ايام احرام گوشت و چربى و غيره آن از ماكولات وَ اشْرَبُوا و بياشاميد شير و سائر مشروبات طيبات بخوريد و بياشاميد وَ لا تُسْرِفُوا و از حد مگذريد به تحريم طعام حلال يا بافراط طعام و مشروبات و حرص در خوردن آن إِنَّهُ به درستى كه خداى لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ دوست نمىدارد اسرافكنندگان را يعنى آنها كه زياده از سيرى بخورند و در كتاب قوت القلوب فرموده كه دو بار خوردن در روز اسراف است و از بعضى سلف نقل مىفرمايد كه اسراف آنست كه هر چه آن را دل او آرزو كند بخورد و ذليل و ذميمترين مردمان آنست كه همّت او تمام مصروف باشد بفكر طعام و شراب و در ابيات حقايق سمات سلسلة الذهب مذكور است نظم خواجه را بين كه از سحر تا شام * دارد انديشه شراب و طعام شكم از خوشدلى و خوشحالى * گاه پر مىكند گهى خالى فارغ از خلد و ايمن از دوزخ * جاى او مزبله است يا مطبخ شيخ الاسلام عبد اللّه انصارى قدس سره فرموده كه اگر همه دنيا را لقمه سازى و در دهان درويشى نهى اسراف نباشد و اسراف آن باشد كه بىرضاى حق سبحانه صرف كنى قطعه يك جوانى كه خير دايم داشت * پند مىداد راهبى در دير كاى پسر خير نيست در اسراف * گفت اسراف نيست اندر خير قُلْ بگو مَنْ حَرَّمَ كه حرام كرده است زِينَةَ اللَّهِ آرايشى كه خداى مقرر فرمود يعنى جامهاى متنوع الَّتِي آن زينتى كه بمحض قدرت خود أَخْرَجَ بيرون آورد لِعِبادِهِ براى بندگان خود از نباتات چون پنبه و كتان و از حيوانات چون پشم و حرير و از معادن چون زره و خود وَ الطَّيِّباتِ و ديگر كه حرام كرده است از پاكيزهها مِنَ الرِّزْقِ از روزى يعنى متلذذات مآكل و مشارب از لحوم و دسوم و البان يا حلالات آن چون بحيره و سائبه و جز آن قُلْ هِيَ بگو اين زينت و طيبات لِلَّذِينَ آمَنُوا براى كسانى است كه ايمان آوردهاند يعنى اينها به اصالت براى مؤمنان است فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا اما كفار و فجّار به تبعيت شريك ايشاناند در آن ليكن نعيم جاودانى اهل ايمان را خواهد بود خالِصَةً پاكيزه و بىشريك يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستخيز كَذلِكَ همچنانكه تفصيل كرديم اين حكمها را نُفَصِّلُ الْآياتِ تفصيل مىكنيم نشانهاى احكام ديگر يا دلائل توحيد را مبين مىسازيم لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ براى گروهى كه فهم دارند و مىدانند .